تبليغاتX
صدای سخن عشق

صدای سخن عشق

مجله موبايل

پس زمینه موبایل : 20 پس زمینه بسیار زیبا با موضوعات مختلف تحت عنوان مجموعه

پس زمینه های شماره 22 که این پس زمینه ها را می توانید در سایت فردا موبایل دانلود کنید .
           
             


                                               دانلود در ادامه مطلب
                                                     رمز: 2kiss4u            
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 22:57  توسط سجـــــــــاد  | 

تصاوير زيباي امروز



براي ديدن ادامه تصاوير به ادامه مطلب برويد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 22:50  توسط سجـــــــــاد  | 

بدو بيا موزيك خش

سلام دوستان

گل مني

  ديگه چه خبرا!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

   عزيزان برين توي قسمت موزيك وبلاگ و آهنگ مورد علاقه خودتونو گوش كنين.

 

گيتارمو ازم نگير

مدير وبلاگ:                                    

                  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 23:16  توسط سجـــــــــاد  | 

هم اتاقي برس بدادم

 

 اينم يه كليپ تصويري از شعر هم اتاقي ، با صداي نميدونم كيه ولي هركيه خيلي با هال خونده حتما ببينيدش ضرر نميكنيد.اميدوارم خوشتون بياد.

 

                                                          دانلود در ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 21:23  توسط سجـــــــــاد  | 

عشق من و تايتانيك

 

سلام دوستان امروز اومدم كه چنتا از عكساي فيلم جذاب و احساسي تايتانيكو واستون بزارم.ميدونم كه همتون ميگين وااي چقدر اين يارو قديميه. نه من اين عكسارو بخاطر يكي از دوستام كه خيلي دوسش دارم و اونم از تايتانيك خوشش مياد گذاشتم تا خوشحال بشه.

      تصوير شماره ۱       تصوير شماره ۳     تصوير شماره ۵

       تصوير شماره ۲       تصوير شماره ۴     تصوير شماره ۶ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 20:56  توسط سجـــــــــاد  | 

تنهاي تنهايان

                   آرزو دارم اگر گل نيستم

                                                   دگر بار ظالمي نباشي

                   آرزو دارم كه يك بار ديگر

                                                    ببينم روي ماهت را

                                                                      اي من بي تو تنها ترين.......

                              فاصله ايست بين من و تو كاش اين چنين نبود           

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 16:10  توسط سجـــــــــاد  | 

ستاره سهیل

زمان به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.........

بوسیدن قول ماندن نیست...............

وعشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 0:30  توسط سجـــــــــاد  | 

                                                    اس ام اس جالب 

          لبخندهايش به حالت تعليق درامده.ازوقتي تکرارشادي هايش راحلق اويزکرده

                                                  اس ام اس ضد زن

      زنها دو وقت گريه مي کنن : ?- وقتي فريب مي خورن ! ?- وقتي مي خوان فريب بدن

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 18:59  توسط سجـــــــــاد  | 

 مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت

دخترک به بیماری سختی مبتلا شد

 پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه پول داشت برای درمان او خرج کرد

ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او مرد...

پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد

سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند

ولی موفق نشدند. شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است

و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند

همه فرشته های کوچک در حال شادی بودنند .

هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود

مرد جلوتر رفت و دید فرشته ای که شمعش خاموش است، همان دختر خودش است

پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد

 از او پرسید : دلبندم، چرا غمگینی؟ چرا شمع تو خاموش است؟

دخترک به پدرش گفت: باباجان، هر وقت شمع من روشن می شود، اشکهای تو آن را خاموش می کند و

 هر وقت تو دلتنگ می شوی، من هم غمگین می شوم هر وقت تو گوشه گیر می شوی من نیز گوشه

 گیر می شوم نمی توانم همانند بقیه شاد باشم .

پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پرید.

اشکهایش را پاک کرد، ناراحتی و غم را رها کرد و به زندگی عادی خود بازگشت.

نظر شما درباره اين داستان قشنگ چيست ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 18:52  توسط سجـــــــــاد  | 

۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »

                                             آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 18:48  توسط سجـــــــــاد  |